محمد رضا واليزاده معجزى

631

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

خود نشان نداد ، چنان توانايى و قدرتى نداشت كه بتواند از زورگويى امير اشرف جلوگيرى كند . اين بود كه مشاراليه حداكثر استفاده را از اين فرصت برد و تا آن‌جا كه در حيز توانايى وى بود ، مردم را اذيت كرده و به ويژه اشخاصى را كه قلبا به وى ارادتى نداشتند ، مورد تعدى و تجاوز قرار داده و به عناوين مختلف نمىگذاشت آسوده و راحت باشند . از يك‌طرف هم مرحوم ميرزا محمد خان تيمورى وزير والى پشتكوه كه به عنوان مهمان وارد اردوى امير اشرف شده و قاعدتا بايستى مورد احترام و پذيرايى واقع شود ولى امير اشرف بدون سبب خودش و برادرزاده‌اش و همراهانش را به زير زنجير كشيده بود ، موقعى كه نزد والى برگشت به والى گفت : " امير اشرف قصدى غير از اهانت به شخص شما نداشته است " و مرتبا او و برادرش مير صيد محمد خان اشرف العشاير امير جنگ والى را برمىانگيخت كه اردويى براى سركوبى و تنبيه امير اشرف و قيطولش اعزام دارد . اين بود كه در اوايل بهار والى جمعيتى مركب از سواره و پياده پشتكوهى به راهنمايى و نمايندگى وزيران مزبور به سوى طرهان حركت داد و چون عدهء كثيرى از خوانين طرهان مخالف امير اشرف بودند ، لذا آنها هم با شوق و شعف زايدالوصفى به اردوى والى پيوستند و اين نيروى عظيم جهت نهب و غارت اهل طرهان ، على الخصوص امير اشرف و نزديكانش ، دست به آتش زدند و از آن‌جايى كه هميشه سواران و تفنگچيان پشتكوهى و طرهانيان " حالت سار و ملخ " داشتند ، به محض اين‌كه فهميدند اردوى والى بر سر آنان تاخت مىآورد ، به نحوى روحيه خود را از دست دادند كه فكر و اعصاب آنها از كار افتاده و تنها كارى كه از دست آنان ساخته بود ، جان خود را از مهلكه نجات دادند . تمام طوايف طرهان در معرض حمله واقع شدند و اموال و اثقال همه به تاراج رفت و غير از طوايف و خوانينى كه طرفدار والى بودند ، بقيه را اردوى والى به شام شب

--> عضد السلطان و امير اشرف مدركى ارائه داده باشيم ، لذا متن نامه‌اى را كه در همين اوقات شاهزاده به امير اشرف نوشته ، ذيلا مىنويسيم . ضمنا يادآور مىشود كه عضد السلطان چون از امير اشرف حساب مىبرد ، لذا در اين نامه مراعات ادب و نزاكت را كرده و الا در نامه‌هاى ديگر او كه در دست نگارنده است ، خيلى از نامه‌ها آمرانه است : " جناب جلالتمآب اجل نظر على خان امير اشرف . عريضه جنابعالى توسط جناب مستطاب اجل مظفر الملك سردار در جوف پاكت عمدة الامرا ، محمد شريفخان سالار نظام رسيده ، ملاحظه فرموديم و از مراتب مندرجه به آن كاملا مستحضر گرديده است جوابا به جنابعالى مرقوم مىفرمايم . البته تا به حال نصر اللّه خان پسر جناب مستطاب اجل حاج بشير الملك سردار نزد جنابعالى آمده ، دستخطهاى ما را زيارت نموده ، انتظار دارم در اين مسافرت به يارى خداوند بروز خدمات و فداكارى در راه دولت و ايالت مراحم التقات كامله ما را بيشتر از پيش نسبت به خود جلب نماييد - عضد السلطان " توضيح : نگارنده را گمان اين است كه مفاد اين نامه مربوط به حمله مجدد سالار الدوله به تهران باشد كه ديگر جامه عمل نپوشيد .